Sunday, March 27, 2005

 

esfahan nazar sharghi

سلام به اصفهان سکس خوش آمدید به آگاهی حضار محترم می رساند که اگر دنبال کس می گردید این جا خبری نیست و ما هم مثل جناب عالی تو کفیم و هیچ رقمه کس گیرمون نمی یاد





جست و جو برای :

دوستانی که علاقه به تبادل لینک با اصفهان سکس را دارند ویا دوست دارند داستان ها و مطالب خود را به آدرس pofak_banamak@yahoo.com برای پرهام بفرستند .
داستان های بچه های اصفهان و خصوصا برو بچز نظر در اولویت است .
ببین اول سلام چون من یه جورایی بچه لات شدم پس اگه خوش نداری به حرفام گوش نده البته میله خودته من هم با شما می مونم .
اولا بگم من دیگه اسموکر نیستم و افتادم تو خط درس و سکس
خب حالا بریم سراغ حرفای اصلی مون
از امروز می تونین هر ماه یکبار یک قصه ی سکسی در وبلاگ من بخونین
راستی یادم رفت سال جدید رو تبریک بگم
خب قصه های این ماه
Search the Web for:
Use Advanced Search
1- خاطرات نادر1و2
2- سکسولوژی موضوع این ماه :
برای آفایان : سکس دهانی با زن
برای خانم ها : خواسنه های سکسی مردان
عمومی : آشنایی با چند اصطلاح سکسی
خاطرات نادر 1 :


خاطرات نادر (قسمت اول)
اسم من نادر هستش دانشجوي رشته کامپيوتر مي خواستم از خاطراتم براتون تعريف کنم البته توي اين زمينه من پرخاطره دارم چون که به قول بعضي از دوستام من خيلي حشري هستم و معمولا تمام فکرو ذکرم دنبال جنس مخالف و لطيف هستش راستش فکر کنم بيشتر به خاطر مهتاب دختر دانشجوي بود که همسايگي ما آمد . اصلا بگذارين از همينجا شروع کنم و خاطراتم رو به صورت قسمت به قسمت و موضوعاتي که برام پيش آمده براتون ارسال کنم .آره خونه ما توي يه مجتمع ساختماني خيلي شلوغ و پلوغ هستش و معمولا تواين جور مجتمع ها همه جور آدمي پيدا مي شه اما از وقتي که مهتاب و سارا دو تا دانشجو به همسايگي ديوار به ديوار ما آمدن از همون موقع اين عطش سيراب ناپذير من به سکس بيشتر و بيشتر شد .راستش شايد باور نکنيد اما از وقتي که من مهتاب رو ديدم اينطور شدم انصافا ماه ماه يعني خدا توي خلقت اين دختر کم نگذاشته متاسفانه نمي تونم عکسي از چهره اون رو براتون ارسال کنم والا به هم حق مي دادين حتي وقتي اين دختر اصلا آرايش هم نمي کنه مثل يه عروسک مي مونه .هنوز که هنوزه من وقتي اون رو مي بينم نمي تونم جلوي خودم رو بگيرم و سريع توي دستشوئي و ازخجالت کيرمون درمي آييم .البته سارا هم دختر خوشکل و ماماني هست اما در مقايسه با مهتاب واقعا بايد ببينيد تا قضاوت کنيد.خلاصه سه ماه از اومد اونها گذشته بود و من توي بد کفي بودم و اصلا هم هيچ رقمي راه نمي دادند تا حداقل يه صحبت کوچيک فقط يه سلام و رد مي شدند . توي يک روز جمعه که روي تخت دراز کشيده بودم و هي مي خواستم توي ذهنم اون و سارا رو لخت تصور کنم و يه دستم هم توي شرتم و داشتم به يادشون با کيرمون ور مي رفتم که آخر کلم داغ شد از سر ناچاري بلند شدم رفتم حمام تا يه دوش آب سرد بگيرم .وقتي توي حمام داشتم لباسهام رو مي کندم صداي شيرآب و دوش حمام همسايه يه لحظه توجه ام رو جلب کرد .چي داشتم مي فهميدم واي آره درست بود چرا تا حالا به فکر نبودم حمام همسايه بغلي يعني مهتاب درست چسبيده بود به ديوار حمام ما يکمي که دقت کردم دو دستي زدم توي سرم واي که چقدر من احمق بودم .چون که تا حالا متوجه لوله کشي ساختمان نبودم آره پارسال که همه لوله کشي ساختمان خراب شده بود واسه اينکه هزينه زياد داشت قرارشد لوله ها روکار کشيده بشن يعني از سوراخي که بين ديوارها ايجاد کرده بودن لوله هاي ساختمان به هم چسبيده بود از همه جالبتر آن که لوله اي که بين ديوار حمام ما با مهتاب اينا ايجاد شده بود دورش رو با پشم شيشه بسته بودن نه با گچ و سيمان . سريع نشستم زمين و آروم شروع کردم به کشيدن پشم شيشه ها از لاي لوله يکمي که کندم آروم با يه چشم داخل رو نگاه کرم چيزي ديده نمي شد چون اون ور ديوار که يه تيغه بيشتر نبود رو هم پشم شيشه کرده بودن بايد صبر مي کردم چون امکان داشت موقع درآوردن متوجه بشن و اين فرصت طلائي رو از دست بدم . خلاصه با هزار مکافات صبر کردم تا حمام اون تمام بشه بعد که مطمئن شدم يه پيچ گوشتي آوردم و آرام آرام شروع کردم به کشيدن پشم شيشه اون ور ديوار . بالاخره موفق شدم يواشکي نگاه کردم چيز خاصي ديده نمي شد البته معلوم بود که سوراخ باز شده اما چون چراغ روشن نبود و تاريکي چيزي معلوم نبود . منتظر شدم حتم داشتم که بايد اون يکي امروز که جمعه است به حمام بره اما کي . تا عصر اين پا و اون پا کردم مثل مرغ سرکنده مي رفتم توي حال و دوباره برمي گشتم توي اتاقم و يه سر به حمام مي زدم ببينم صداي مياد يا نه .خلاصه جون به لب شدم تا نزديک ساعت نه شب واي صداي دل نشين دوش آب حمام من رو به پاي سوراخ کشاند چراغ حمام خودمون رو خاموش کردم و روي زانو ايستادم و از سوراخ داخل رو نگاه کردم .واي دو تا پاي بلور سفيد که از روي اون آب سرازير بود رو ديدم يکمي بالاتر هنوز شرتش رو از پاش در نياورده بود يه شرت سياه به تن داشت و هي با خيس شدن آب بيشتر به اون مي چسبيد و مي تونستم چاک کونش رو بيشتر ببينم هرچي سعي کردم بيشتر بالا رو نگاه کنم تا ببينم کدومشون هست مهتاب يا سارا اما بيشتر از ناف يا حداقل يکمي که خم مي شد نوک پستوناش رو مي ديدم . همينجور که داشتم نگاه مي کردم داشتم با کيرم ور مي رفتم نمي دونم چندبار آبم اومد چون اصلا چشم از توي سوراخ بر نمي داشتم . خلاصه توي همين نگاه کردن بودم و او زير دوش داخل وان حمام ايستاده بود و خودش رو مي شست غافل از اينکه يک چشم حريص داره ديد مي زنه که يکدفعه از بغل شرتش گرفت و با کشيدن به سمت پائين کاملا خم شد اما چيزي معلوم نشد فقط چند لحظه موهاي سرش رو ديدم که دوباره برگشت بالا نتونستم متوجه بشم که مهتاب بود يا سارا اما واي چي داشتم مي ديدم يه کس توپل که توي کلي مو پيچيده بود واي خدا داشتم خودم رو پشت ديوار مي کشتم وقتي که با دستش موهاي کسش رو زير دوش آب ، آب مي کشيد و مي مالوند .بعد يه دستي هم از پشت به چاک کونش کشيد و برگشت يه کمي خودش رو به سمت راست خم کرد تا کپل کونش زير دوش قرار بگيره و با دستش شروع کرد به آب کشي . بعد يه چند لحظه ساکت ماند ديدم ليف از بالا شروع شد و کم کم به اطراف ناف و ران بعد موهاي کس و لاي پاهاش رو باليف مي کشيد لاي کونش رو هم يکي دوبار با ليف قشنگ کشيد وقتي اون کس و کون سفيد تپلي رو آغشته به کف صابون ديدم دوباره يه تف به کف دستم زدم و تند و تند شروع کردم به ماليدن کيرم دست آخر که تمام شد يکمي آنطرف رفت وقتي برگشت ديدم يه خودتراش توي دستش بود داشتم ديوانه مي شدم تا حالا کلي فيلم سوپر ديده بودم کلي هم کس کرده بودم اما انصافا اعتراف مي کنم که با ديدن اين صحنه ها اينقدر حال نکرده بودم .يه پاش رو از توي وان بيرون کشيد و لبه وان گذاشت و بعد پاهاش رو از هم باز کرد حالا مي تونستم از زير موهاي کسش لبهاي بهم چسبيده کسش رو ببينم آرام با دست چپ پوست بالاي موهاي بلندش رو گرفت و شروع کرد به آن کادر کردن اطراف کسش واي معلوم بود که از موهاي کسش خيلي خوشش مياد چون کلي زحمت کشيد تا بالا و لاي پاهاش رو تميز و رديف کنه من ديگه کمرم درد گرفته بود از بس که آبم اومده بود آخرش هم خودش رو زير دوش شست و از حمام حارج شد.درست بود که نفهميدم مهتاب بود يا سارا اما خيلي خوش گذشت . اون روز گذشت تا يه چند روز بعد که من همش فکرم يا گوشم به صداي حمام بود دوباره صدا شنيدم مثل يه خرگوش دويدم توي حمام و دوباره نگاه کردم واي مثل اينکه اون يکي بود چون يکمي از نظر هيکلي فرق مي کرد . شورت سفيد به تن داشت و هي ورجه ورجه مي کرد که يهو کشيد پائين درست فکر کرده بودم اين همون اولي نبود چون اصلا مو نداشت و کانلا تراشيده شده بود هرچند يکمي مو سبز شده بود اما معلوم بود که دوست نداره موي زائيد داشته باشه کاملا مشخص بود که کمي از اون يکي بيشتر بايد حشري باشه البته من بعدا اين دوتا رو تشخيص دادم اما الان واسه هيجان داستان نمي گم تا شما خودتان متوجه شويد).چون هربار که دستش به لاي پاهاش مي برد بيشتر با کسش ور مي رفت جوري که معلوم بود که با اين کارش لذت مي بره مخصوصا لاي لبهاي کسش رو با انگشتش باز کرد و سعي مي کرد که با شستن توي اون يه حالي هم بکنه . البته اون روز نه اما روزهاي بعدي که من اون رو توي حمام ديد مي زدم توي وان دراز کشيد هرچند که نمي تونستم چيزي ببينم اما از صداهاي جيغ آروم و نفس زدنش معلوم بود توي وان داره خودش رو ارضاء مي کنه . از اون روز به بعد مي تونستم چهره هرکدوم رو توي خواب و بيداري تجسم کنم .تا اينکه يک روز پنج شنبه عصر از سر کلاس به خونه مي آمدم که واسه خريد داروهاي مادرم وارد داروخانه شدم توي اون شلوغي مهتاب رو که جلوي پيشخوان وسايل آرايشي ايستاده بود شناختم سريع نسخه رو به گيشه دادم و خودم رو از پشت به اون نزديک کردم ديدم چهار بسته موبر پريزن خريد .واي پس خودش بود تمام اين مدت که من داشتم از اون سوراخ ديد مي زدم تمام اون صحنه ها واي که بي اختيار کيرم شق شده بود و اصلا چيزي متوجه نبودم يعني اون دختر اينقدر حشري هست اما اصلا به ظاهر نمياره آره چنان سيخ کرده بودم که سريع دستم رو جيبم بردم تا سر کيرم رو بکشم پائين تا از روي شلوار که پف کرده بود آبرو ريزي نشه وقتي پاي صندوق رفتم نمي دونم چه جوري به دختر صندوقدار نگاه کردم که اخم کرد سريع به خونه برگشتم و مي دونستم که بايد بره حمام منتظر ماندم يادم هست اون شب شام هم نخوردم و از توي اتاقم بيرون نرفتم و منتظر بودم کف کف بودم . هي صحنه هاي حمام کردن مهتاب و ور رفتن با کسش جلوي چشام مي آمد . خلاصه شب ساعت دوازده گذشته بود که صداي آشناي دوش آب رو شنيدم سريع پريدم توي حمام و از سوراخ نگاه کردم . با تعجب سارا رو ديدم چون ديگه الان شناخته بودم کدوم به کدومه بعد يکمي آب کشي و ور رفتن با موهاي کسش شير آب رو بست و پاي چپش رو روي لبه وان گذاشت نمي ديدم داره چکار مي کنه اما بعد چند لحظه مايع سفيد رنگ کرم شکلي رو ماليد روي موهاي کسش و آروم شروع به پخش کردنش به همه جا شد . آهان پس مهتاب اين بود نه اونيکي من فکر کردم آره اما انصافا چرا داره موهاي کسش رو تميز مي کنه اون که خيلي دوست داشت که تزئينش بکنه خلاصه برگشت و يکمي خم شد تا چاک کپل کونش از هم باز بشن و از همون موبر به اطراف سوراخ کونش و بعد روي کپل و کم کم به ران و تا ساق پاهاش خلاصه همه چهار بسته رو باز کرد و از کمر به پائين ماليد . يه بيست دقيقه بعد دوش رو باز کرد و شروع به شستن خودش شد با شستن هرچه بيشتر با دستش موهارو مي کند هرچي بيشتر مي شست خدا ي من تپلي کسش بيشتر معلوم مي شد وقتي تمام شد و پاجفت جلوي سوراخ ايستاده بود بقدري ورم کسش تپل بود که از لاي پاهاش بيرون زده بود . نمي دونم اگه ديوار نبود مي تونستم خودم رو کنترل کنم و بهش حمله نکنم چون وقتي که برگشت و پاهاش رو از هم باز کرد از جلو دستش رو تو برد و از لاي پاهاش سعي مي کرد با خودتراش باقي مانده موهاي ريز اطراف کونش رو هم ترو تميز بکنه توي همين وضعيت بود که کاملا سوراخ کون معلوم بود واي معلوم بود که چقدر تنگه حتي انگشت کوچيکه من هم مي تونست اون رو به درد بياره چه برسه اين کير کلفت . اون شب گذشت و من تا نزديک صبح توي رختخواب چند بار به يادش خالي شدم . صبح توي آشپزخانه داشتم صبحانه ميل مي کردم که صداي سلام و احوال پرسي يه مرد توي راهرو پشت در آپارتمان با همسايه رو شنيدم با شنيدن صداي سار و مهتاب مثل فنر بلند شدم حتي مادرم تعجب کرد با پروئي از چشمي در آپارتمان نگاه کردم ديدم يه پسر جوان جلوي در آپارتمان مهتاب اينا ايستاده و اونطرف سارا که مانتو به تن داشت و معلوم نبود داره از بيرون مياد يا داره مي ره اما لاي در مهتاب با يه رکابي و يه دامن تنگ که بالاي زانوهاش است ايستاده از صحبتهاش فهميدم که بله اون آقا پسر بايد نامزد مهتاب باشه و امروز که جمعه است امده و سارا هم از خود گذشتگي مي کنه و خونه رو واسه اونها داره خالي مي کنه . با ناراحتي برگشتم اصلا فکر نمي کردم که مهتاب نامزد داشته باشه راستش خيلي دلم مي خواست باهاش دوست بشم اما نه به خاطر اينکه باهاش سکس داشته باشم بلکه نظرم اين بود که به مادرم بگم که .......خلاصه بگذريم دمق رفتم توي اتاق دراز کشيدم . بعد واسه اينکه از سرم به پره رفتم بيرون پيش رفقا .بعد ناهار خوابيدم نمي دونم چند ساعت ولي وقتي از خواب بلند شدم ديدم داره هوا تاريک مي شه صداي آب شنيدم فکر کردم که مامان هستش توي آشپزخانه داره ظرف مي شوره اما وقتي از اتاق بيرون آمدم ديدم هيچکي توي خونه نيست سريع دوزاريم افتاد که حمام ؟رفتم توي حمام اولش که پاهاي پراز موي پشمالو رو ديدم گفتم آره آقا پسره کارش رو کرده حالا خم داره صفا مي کنه کير نيم شق شده اش که اطراف اون رو معلوم بود با تيغ حسابي تراشيده توي دستش بود و داشت باهاش ور مي رفت مي خواستم برم که يهو صداي بهم خوردن آب توي وان و بعدش صداي مهتاب رو شنيدم که گفت بسه بابا هي بهاش ور نروواي چي داشتم مي ديدم اونا دوتايرفته بودن توي حمام وقتي سر زانوي سفيد مهتاب رو از بالاي لبه وان ديدم مطمئا شدم . اون پسره گفت مهتاب اينجوري نمي شه توي وان دوتاي جا نمي شيم بلند شو واستا سرپائي .صدائي نيامد ولي با تکاني که به پاهاش مي دا د معلوم بود داره براش ناز مي کنه . که پسره خم شد و با دستش دست مهتاب رو از توي وان بلند کرد و بطرفش کشيد با بيرون آمدن مهتاب مي تونستم قسمتهاي از بدنش رو ببينم وقتي کاملا ايستاد سريع اون رو به ديوار تکه داد طوري که کپل کونش به سمت همون پسره شد حالا کير اون شق شق شده بود يکمي با ليف شروع کرد به ماليدن پشتش تا آمد به سمت کون و کپل مهتاب دستش رو آروم برد لاي پاهاش معلوم بود داره فشار مي ده چون صداي مهتاب درآمد و يهو يه جيغ کوچولو کشيد و گفت آخ نه بهرام فشار نده . بعد آقا بهرام ليف رو کنار گذاشت و آهسته کير شق شده اش رو نزديک کون مهتاب کرد وقتي داشت لاي پاهاش مي گذاشت مي تونستم به وضوح ببينم که مهتاب پاهاش رو به هم نزديک کرد و سفت خودش رو گرفت اما مثل اينکه آقا بهرام يه فکراي ديگه کرده بود جون با عکس العمل شديدي که مهتاب نشان داد و زود برگشت و گفت واي بهرام تو به من قول دادي نه اون که معلوم بود داره مهتاب رو مالش مي ده سعي مي کرد آرومش بکنه . خلاصه کلي باهم کل کل کردن معلوم بود با اصراري که بهرام داره مي خواد اون رو از کون بکنه چون به مهتاب قول داده بود که تا عروسي با جلو کاري نداشته باشه اينهارو از حرفهاي که با هم مي زدن متوجه شدم خلاصه با کلي مخ کاري پسره تونست مخ مهتاب رو بزنه و بلندش کرد واز توي وان بيرون آمدن دستهاي مهتاب رو روي لبه وان گذاشت و و کون اون رو داد بالا همينجوري داشت واسش قصه مي گفت که اصلا درد نداره تو خودت رو شل کن من کف صابون مي زنم ليز مي شه و .....بعد کلي با سوراخ مهتاب ور رفت و دست آخر سر کير مبارک رو گذاشت لبه سوراخ کون مهتاب بيچاره و يکمي که فشار داد جيغ مهتاب بلند شد واي بهرام يواش بسه داره درد مي کنه .بهرام : نه هنوز که تو نرفته بخدا تو بي خودي مي ترسي چيزي نيست که بيشتر فشار داد با هربار تو رفتن جيغ مهتاب هم بيشتر مي شد . مهتاب : آي داره مي سوزه واي بهرام بکش بيرون بسه واي مامان جونم اما بهرام دست بردار نبود و هي اون رو از کمر گرفته بود و فشار مي داد يکي دوبار بيرون کشد و دوبار تو برد و جيغ و فرياد مهتاب بلند شد وقتي از توي کون مهتاب بيرون کشيد و کنار رفت ديدم نامرد چنان کرده که اون کون تنگ گشاد شده بود و کمي هم کنارش خوني شده بود مهتاب از درد همينجور روي زمين چمباتمه زد و حالا مي تونستم تا موهاي سرش رو ببينم کنار وان سرش رو گذاشت انگاري داشت گريه مي کرد اما بهرام بلندش کرد و کمي به حال آورد و شروع کردن به شستن هم ديگه گاهي وقتم باهم شوخي مي کردن يکي دو بار هم مهتاب با کير بهرام ور رفت و واسش مي ناليد اما بهرام خالي نشد . حمام تمام شد و رفتن.(پايان قسمت اول

خاطرات نادر (قسمت دوم )
آره حمام اونها تموم شد اما من بقدری پکر بودم چون دختری که دوست داشتم رو جلوی چشام اون پسره یلاقبا کرد و من فقط تونستم از سوراخ دید بزنم . زدم بیرون تا یکمی حالم جابیاد توی ذهنم همش صحنه های کردن مهتاب مثل یه فیلم ظاهر می شد هر دختری رو توی خیابون می دیدم چهره مهتاب بنظر می آمد وضعم خیلی خراب بود یهو دیدم توی خیابون جمهوری هستم معمولا اونجا زیاد می رفتم واسه خرید لوازم یه دوری زدم که دوربین های کوچیک الکترونیکی رو که دیدم یه جرقه به ذهنم امد . آره واسه اینکه بتونم مهتاب و سارا رو توی حمام کامل ببینم این بهترین راه بود یکی خریدم و به خونه برگشتم و بعد نصب سیم کشی کردم و منتظر ماندم تا به موقع آزمایش کنم .اولین بار که با دوربین شروع به ضبط و نگاه کردن کردم نوبت سارا بود اما انصافا که عجب کون و کپلی داشت حتی یادم میاد وقتی داشتم واسه چندمین بار فیلمش رو توی کامپیوتر می دیدم بدون اینکه کیرم رو بمالم آبش درآمد. چند بار هم مهتاب رو کامل توی حمام دیدم و فیلمش رو ضبط کردم . توی بد کفی بودم و توی دلم قسم خورده بودم هرجوری شده مهتاب رو حتی به زور بکنمش تا جای که می خواستم با فیلم هاش ازش اخاذی کنم اما راستش ترسیدم . ( قسمتی از فیلم حمام کردن مهتاب خانوم که توسط نویسنده فرستاده شده )یک روز جمعه که باز توی خونه تنها بودم و داشتم پشت کامپیوتر طبق معمول فیام تماشا می کردم که صدای جیغ و داد یه دختر رو از پارکینگ مجتمع شنیدم سریع ازجام بلند شدم بدون معطلی رفتم پائین دیدم نگهبان توی اتاق نیست این ور و انور رو نگاه کردم مثل اینکه اون روز مجتمع خالی از سکنه بود چون بغیر من کسی بیرون نیامده بود رفتم طبقه پائین پارکینگ سمت سالن بازی که صداهای ضعیف همون دختره رو شنیدم سریع به سمت سالن رفتم وقتی باز کردم دیدم بله نگهبان که یه افغانی بود با هم ولایتی خودش دختر واحد ..... (میترا) رو گرفتن و روی میز پینگ پونگ خمش کرده بودن و شلوار لی و شرتش رو تا زانو کشیدن پائین و نگهبان سعی می کرد کیر نیمه شق شده اش رو از پشت بکنه توی کس دختره و هم ولایتیش هم دهن میترا رو گرفته بود تا جیغش در نیاد .وقتی من رو دیدن از ترس ولش کردن میترا تا جلوی دهنش باز شد دوباره جیغ کشید ولی وقتی دید کسی جلوی اون رو نگرفته از روی میز بلند شد و برگشت بادیدن من زد زیر گریه اصلا هواسش به شلوار و شرتش نبود همینجوری نشست زمین نمی دونستم به کس مودار اون نگاه کنم یا به نگهبان که هاج و واج داشت منو نگاه می کرد یه چند ثانیه همینجوری ناهشون کردم و یکهو هجوم بردم سمت نگهبان دوسه تا کشیده زدم در گوشش اون یکی سریع شلوارش رو بالا کشید و از فرصت استفاده کرد و زد به چاک . میترا هنوز روی زمین به همون حال چنباتمه زده بود و سرش رو با دستهاش محکم گرفته بود . به نگهبان گفتم برو بالا بعدا حساب تو یکی رو می رسم .بعد خم شدم و از بازوهای میترا گرفتم و بلندش کردم دوباره کس مودارش منو وسوسه می کرد اما دلم واسش خیلی می سوخت بی اختیار دست بردم و شلوار و شرتش رو کشیدم بالا که خودش از دستم گرفت و بست بیچاره از ترس دهنش بند آمده بود و لبهاش می لرزید حتی نمی تونست از من تشکر کنه زیر بغلش رو گرفتم تا کمکش کنم تا از سالن بیرون بریم اما نمی تونست نمی دونم چرا اما بی اختیار سرش رو توی بغلم گرفتم و شروع کردم به نوازش کردن و دلداری دادن که نترسه دیگه تمام شده اما هنوز داشت هق هق می زد . سرش رو از روی سینم بلند کردم و آروم گونه اش رو بوسیدم توی اون موقع اصلا از روی شهوت نبود و فقط می خواستم اون یکمی آروم بگیره خلاصه حالش جا آومد و باهم از پله ها بالا رفتم توی راه بهش گفتم که اونجا چکار می کردی تنهای چیزی نگفت بعد پرسیدم می ری خونه که همینجور که بهم چسبیده بود دوباره زد زیر گریه و محکم از کمرم گرفت اما این بار من داشتم شق می کردم . ازش پرسیدم ببخشید مگه تونستن کاری هم باهات بکنن که بلندتر شروع به گریه گرد و فقط یه کلمه گفت نمی دونم هیچی نمی دونم . دیدم وضع روحیش خیلی خرابه گفتم باشه بیا خونه ما همین طبقه اول هست بریم یه آبی به سرو صورتت بزن . چیزی نگفت و با هم رفتیم خونه بردمش سمت دستشوئی و گفتم برو تو و سرو صورتت یه آب بزن وقتی رفت تو بازم مثل همیشه از سوراخ در نگاه کردم ببینم داره چکار می کنه رفت سمت چاه توالت شروع کرد به باز کردن دکمه های شلوار لی اش بعد پائین کشید و شروع کرد به وارسی کردن کسش حیونکی ترسیده بود وای چه کوسی داشت تا حالا چرا به میترا اینقدر توجه نکرده بودم اخه اون دختره خیلی راحتی بود همیشه توی سالن بازی مجتمع و کلا توی ساختمان راحت بود و با دوستهاش بازی می کردن دختراول دبیرستان بود و همیشه با شلوار و بدون حجاب می گشت اما حالا داشتم کس مودارش رو می دیدم دلم داشت از قفسه سینم بیرون می زد تا حالا کس دختر کوچیک ندیده بودم وای معلوم بود تا حالا اصلا موهای کسش رو نتراشیده بود .خوب که خودش رو وارسی کرد شلوارش روبالا کشید و من هم از پشت در کنار آمدم و رفتم تا براش یه شربت درست کنم وقتی بیرون آمد یکمی حالش بهتر شده بود اما با دیدن من سرخ شد و سرش رو پائین انداخت و شروع کرد به تشکر کردن من یه لبخندی بهش زدم و گفتم اشکال نداره بشین یه شربت بخور تا حالت جا بیاد گفت نه می خواد بره خونه اصرار نکردم اما برگشت و گفت خواهش می کنم چیزی توی مجتمع نگم گفتم باشه اما باید که پدر این نگهبان عوضی رو درآورد که گفت نه اون وقت آبروی من هم می ره . بهش گفتم مگه کاری باهت تونستن بکنن سرش رو انداخت پائین و چند قطره اشک از چشماش بیرون اومد دوباره با مهربونی از چانش گرفتم و بلند کردم و با یه لبخند بهش گفتم تو داداش نداری می دونم اگه منو بجای دادشت قبول کنی بهم اعتماد کن می تونم بهت کمک کنم یه نگاه با محبت بهم کرد و با لبخند تلخی همراه با سرازیر شدن اشک از گونه هاش گفت نمی دونم بعد دوباره سرش رو پائین انداخت .هم دلم واسش می سوخت و هم داشتم از شق درد می مردم دلم می خواست دوباره اون کس مودار کوچولو رو دوباره ببینم دلم رو به دریا زدم و با پروئی گفتم ببینم میترا سوزش داری یهو سرش رو بالا آورد و گفت چی ؟گفتم هیچی داره می سوزه . بازم با تعجب گفت چی گفتم بابا اونجات داره می سوزه یه نگاه با تردید کرد و گفت یکمی گفتم فهمیدی تونستن کاری بکنن یا نه چیزی نگفت و فقط سرش پائین بود دوباره با پروئی گفتم توی دستشوئی نگاه کن ببین ازت خون آمده یا نه اگه اینجوری بود که من بابای اون مرتیکه افغانی رو در میارم بدون اینکه چیزی بگه در رو باز کرد و رفت .چیزی نگفتم اما بیرون توی راهرو آروم صداش کردم و گفتم اگه دوست داشتی باهم بریم پیش دکتر معاینه بکنه اون وقت خیالت راحت می شه قول می دم به کسی نگم تشکر کرد و رفت .چند روز بعد سر کوچه دیدمش به سمتم اومد و سریع از من خواست که کمکش کنم کفتم چی شده گفت مگه اون روز نگفتی دکتر آشنا داری گفتم چرا گفت ببین از اون روز به بعد این فکر مثل خوره افتاده به جونم و فقط روم می شه به شما بگم اگه خدای نکرده طوری بشه اون وقت بابام منو می کشه گفتم ناراحت نشو باشه من فردا یه کاری برات می کنم . شماره موبایلم رو بهش دادم و رفت فردا بعداز ظهر یه قرار توی مطب یه خانم دکتر گرفتم و بعد با میترا رفتیم توی ماشین بهش گفتم خوب به دکتر چی بگیم گفت چی رو چی بگیم گفتم ببین اگه همینجوری بریم خوب اگه خدای نکرده چیزیت باشه اون وقت دکتر فکر می کنه کار منه پس باید بگیم که ما دو تا باهم نامزد هستیم و آمدیم گواهی سلامت بگیریم قبول کرد وقتی وارد مطب شدیم منتظر شدیم نوبت ما که شد منشی گفت ایشان خانوم شما هستند یه لبخند زدم گفتم تقریبا نامزد هستیم یه لبخند مرموز بهم زد و گفت خوب پس برای گواهی سلامت اومدین سرم رو به علامت مثبت تکان دادم به میترا گفتم برو تو من اینجا واستادم که منشی گفت شما هم می تونید برین تو بعد بازم یه لبخند بهم زد من هم از خدا خواسته پشت سر میترا پریدم تو وای همش توی سرم این بود که وقتی دکتر داره میترا رو معاینه می کنه وای توی همین فکر بودم که خانم دکتر گفت خوب چی شده گفتم چیزی نیست ما با هم نامزد هستیم و برای گواهی سلامت اومدیم لبخندی زد و خیلی مهربون به میترا گفت دخترم شما برو آماده شو من بیام میترا نگاهی به من کرد و نگاهی با ترس و تعجب به دکتر که دکتر متوجه شد و دوباره بالبخند گفت نترس عزیزم برو پشت اون پرده مانتو شلوار و شرت خودت رو بکن اونجا یه روپوش هست به پوش بعد بیا روی این صندلی بخواب .وای صندلی معاینه خودش یه حالتی داشت که داشتم کم کم شق می کردم مثل تخت بود و جلوی اون دوتا جای پا میترا رفت و بعد چند دقیقه با اون روپوش که از زیر کوسش کاملا معلوم بود برگشت چشام داشت چهارتا می شد روی صندلی نشست و پاهاش رو توی اون جاپاها گذاشت تا کاملا از هم باز قرار بگیرند بی اختیار چشام رو دوخته بودم به موهای کسش سوراخ کونش هم معلوم بود وای چی داشتم می دیدم باورم نمی شد چقدر کسش کوچیک بود و تنگ اما میترا بلافاصله روپوش رو کشید روی پاهاش و من تازه متوجه شدم که نباید نگاه می کردم یه اخمی هم بهم کرد.وقتی دکتر آمد آرام پاهای میترا رو توی اونجا با کمر بند بست بعد روپوش رو کنار زد از کنار دست دکتر سعی می کردم تا خوب تماشا کنم دکتر دستکش توی دستش کرد و آروم آروم شروع کرد به باز کردن لبهای کس میترا مثل اینکه اون درد داشت اما چشماش رو بسته بود و سرش رو بالا نگه داشته بود و لب زیرین خودش رو گاز گرفته بود عرق از پیشانیش داشت می ریخت دکتر کمی بیشتر لبهای کسش رو از هم باز کرد و حالا کاملا دوتا سوراخ معلوم بود وای از زیر شلوار کاملا شق کرده بودم مخصوص میترا با زور سعی می کرد عضلات بدنش رو منقبض کنه اون وقت سوراخ کونش هم هی جمع می شد و دوباره از هم شل می شد دکتر منو صدا کرد و گفت ببینید شما باید بیشتر آشنائی داشته باشید البته من تصور می کنم که شما فردی تحصیل کرده هستید دلم حری ریخت بعد سوراخ مهبل رو بهم نشان داد و کمی در باره پرده بکارت حرف زد بعد گفت الحمدالله نامزد شما از هر حیث سالم است . بعد کمی هم با سوراخ کونش بازی کرد و تا بند اول انگشت سبابه توی کونش کرد که میترا بی اختیار یه وای با صدای لرزه کرد و خاموش شد دکتر یه نگاه به میترا کرد بعد گفت خوب تمام شد بعد پاهای میترا رو باز کرد و گفت که بلند بشه و بره لباس بپوشه . وقتی میترا لباس می پوشید دیدم رفتار دکتر کمی عوض شده اما چیزی نگفتم اون شروع کرد به نوشتن گواهی سلامت میترا هم لباس پوشید و بیرون آمد دکتر گواهی رو به میترا داد و لبخند کوچیکی زد و گفت لطفا شما یه دقیقه بیرون باشید الان نامزدتان می آید .دلم باز دوباره حری ریخت وای این دکتر می خواد چی به من بگه وقتی میترا رفت دکتر رو به من کرد و گفت ببینید چیز خاصی نیست اما من به عنوان یک پزشک وظیفه دارم افراد جوان مثل شما رو راهنمائی کنم .با تعجب داشتم به دکتر نگاه می کردم که ادامه داد ببینید خیلی واضح بگم شما سعی کنید در زمان نزدیکی با همسرتان بیشتر از راه های طبیعی استفاده کنید . با توجب به دکتر گفتم ببخشید من متوجه نمی شوم .گفت ببینید با معاینه نامزدتان متوجه شدم که ایشان نزدیکی از راه غیر مهبل داشتن یعنی مقعدی این نوع مقاربتها معمولا در زمان نامزدی اتفاق می افتاد اما سعی کنید بعداز ازدواج از این نوع مقاربت به پرهیزید چون حتما همسرتان دوچار ناراحتی خواهد شد .هاج و واج مانده بودم خیس عرق بودم چون اون فکر می کرد که من با میترا از پشت سکس داشتم وقتی بیرون آمدم هنوز حرفهای دکتر توی گوشم بود وقتی سوار ماشین شدیم میترا از تغییر رفتارم پرسید و گفت واقعا از شما متشکرم اما موضوع مهمی بود که دکتر با شما حرف می زد نگاهی بهش کردم توی دلم گفتم خوب حالا که اون یکی دوبار از کون داده پس ما چرا نکنیمش . گفتم یه چیزی ازت می پرسم راستش رو می گی گفت اره حتما گفتم ببین میترا تو تا حالا با کسی سکس داشتی یکه خورد گفت نه بخدا مگه ندیدی دکتر گواهی سلامت بهم داد گفتم نه می دونم اما دکتر یه چیز دیگه هم به من گفت تو از پشت سکس داشتی اون هم چندبار با گفتن این حرف صورت سفیدش سرخ سرخ شد و سرش رو پائین انداخت گفتم هان راستش رو بگو درسته تو از پشت سکس داشتی سرش رو به علامت منفی به طرفین کرد گفتم ببین قرار بود دروغ نگی دکتر وقتی ماینه می کرد فهمید که توچند بار از پشت سکس داشتی آره میترا .دیدم باز هم اشک از گونه هاش سرازیر شد گفتم ببین چرا داری گریه می کنی کم کم داشتم حالت دوستانه بهش می گرفتم و سعی می کردم تا از نظر ذهنی کاملا تخلیه بشه گفتم ببین قرار بود با من رو راست باشی مثل یه داداش خوب حالا بگو ببینم داشتی یا نه . نخ به خدا اما اما گفتم اما چی ببین دروغ نگو دکترها همه چیز رو می فهمن وقتی داشت مقعد تو رو نگاه می کرد من هم دیدم یکم از پوست عضلات اونجا بیرون زده بود و کاملا معلوم بود که تا حالا چندین بار از اونجا سکس داشتی این حرفا رو وقتی می زدم هم داشتم شق می کردم هم سعی می کردم اون رو حشری بکنم . بعد دوباره شروع کردم به حرف زدن که چرا می ترسی اصلا اشکال نداره چون آدم باید به هرحال شهوت خودش رو یه جوری خالی بکنه . ببین مثلا ما پسرها معمولا راحت تر از شما دخترها خودمون رو تخلیه می کنیم اما شما واسه اینکه اوپن نشین مجبور هستین از همون راه خودتون رو ارضا بکنید این حرفها رو با آب و تاب تعریف می کردم اما نمی دونستم که میترا داره حشری میشه یا نه که میترا با بغض گفت نه بخدا اما یه چندباری خودم این کار رو با خودم کردم . گفتم چی خودت یعنی چی چطور با شرم و حیا گفت با خیار و چیزی نگفت دیگه روی من باز شده بود و گفتم چی چرا آخه با اون باز هم از این حرفهای سکسی شروع کردم باهاش حرف زدن تا به نزدیکی خونه رسیدیم اما میترا حرفی نزد سرکوچه نگه داشتم تا پیاده بیاد .چند روز گذشت و باز میترا همون دختر شاداب سر زنده با همون وضع همیشگی یعنی شلوار لی تنگ و بلوز در محوطه مجتمع رفت و آمد می کرد وای وقتی اون کون و کپل رو از زیر شلوار لی می دیدم کیرم شق می شد و یاد حرفهای دکتر و دیدن اون تصاویر توی مطب می افتادم . از شانسم قرار شد که مادر و پدرم برن شهرستان بهترین موقع بود که یه سیر کون میترا رو بکنم به همین خاطر روز پنج شنبه عصر رفتم سالن بازی دیدم داره با یکی از دخترای همسایه پینگ پونگ بازی می کنه وای پشتش به من بود وقتی داشت خم می شد دلم می ریخت .صداش کردم اومد جلوی در سالن کمی به عقب رفتم تا بیاد بیرون با لبخند گفت بله گفتم راستش فردا پدر مادرم می رن شهرستان من تنها هستم می خواستم ببینمت .کمی اخم کرد و گفت من منظور شما رو نفهمیدم گفتم خوب ببین گفتم یه چند ساعتی باهم حرف بزنیم گفت در باره گفتم ببین چرا متوجه نیستی از همون حرفا می خواستم یکمی نصیحتت کنم گفت مرسی اما فکر کنم ما روز جمعه بریم بیرون از این حرفش ناراحت شدم دختره کون ده داشت واسم کلاس می زاشت کمی لحن حرفم رو عوض کردم خوب هرچی خودت بخوای اما من مجبورم موضوع این افغانی رو با اون موضوع ارضاء خودت رو به پدرت بگم یهو رنگ روش پرید و شروع کرد به التماس کردن گفتم به هرحال فردا صبح من منتظرش هستم اگه نیای مجبورم به پدرت همه ماجرای رو بگم رفتم می دونستم که میاد چون خیلی ترسیده بود . شب همش به یاد میترا بودم و دل توی دلم نبود جون فردا می خواستم یه کون تنگ رو بکنم .خلاصه روز موعود بسر رسیدهمه چیز رو آماده کرده بودم همون چشم الکتریکی رو از داخل کانال کولر روی تختم تنظیم کرده بودم که کاملا از خودمون فیلم بگیرم کرم بی حس کننده و...ساعت ده بود که زنگ آپارتمان زده شد از چشمی در نگاه کردم دیدم خودشه میترا اما با مانتو بود در رو باز کردم و زود پرید تو گفت ببین من زیاد وقت ندارم اومدم بهت التماس کنم گفتم می رم سر کوچه خونه همکلاسیم برگردم اگه دیر کنم اون وقت زنگ می زنند آبرومون می ره .دختره کونی داشت واسه من خطو نشون می کشید رو بهش کردم و گفتم ببین ما کلی کار داریم برو به خونه بگو تا ظهر اونجا هستی گفت آخه نمی شه درو باز کردم و گفتم پس برو فردا من هم با بابات همه چیز رو می گم . یه نگاه مظلوم بهم کرد و گفت باشه الان می گم برمی گردم رفت بعد چند دقیقه برگشت بی مقدمه دستش رو گرفتم و بردم توی اتاق خودم .روی تخت نشست من هم روبروش روی صندلی کامپیوتر نشستم بعد رو بهش کردم و گفتم خوب چرا مانتو ات رو در نمی آری گفت مرسی خوب بگو حرفهات رو بگو می خوام برم خندیدم و گفتم نه اینبار حرف نمی زنیم عمل می کنیم با این حرف از جاش بلند شد که بره پریدم بغلش کردم و گفتم نه دیگه نشد شروع کرد به التماس کردن که بزارم بره گفتم ببین اصلا نترس با جلوت کاری ندارم فقط یه بار از پشت همین نه تورو بخدا نه گفتم ببین ازیت نکن تو که تا حالا چندبار این کار رو تجربه کردی گفت نه بخدا اصلا گفتم فرقی نداره حالا می بینی چقدر لذتش از اون بیشتر هست و با این حرفها آرومش کردم و کم کم مانتو و روسری رو از تنش درآوردم وقتی بازم اون رو با همون شلوار لی تنگ و بلوز می دیدم که سینه های کوچیکش از زیر کرست فنردار کاملا برجسته شده بود محکم بغلش کردم و روی تخت خوابوندمش و محکم از لبهاش بوسیدم میترا زیر من داشت وجه ورجه می کرد اما کم کم آروم داشت می شد وقتی لب زیرش رو توی دهنم گرفتم و شروع کردم به مکیدن کاملا معلوم بود که بدنش شل شد و مقاومتش کمتر از زیر بلوز گرمی سینه هاش رو می تونستم حس کنم همینجور که داشتم زیر گردنش رو می بوسیدم و آروم میک می زدم که جایش باقی نمونه دستم رو بردم پائین و از روی شلوار لی محکم چنگ زدم و کپل کونش رو محکم گرفتم و شروع کردم به مالیدن همین جوری محکم سعی می کردم از جلو کیرم رو از روی شلوار به جلوش بمالم آه و اوهش بلند شده بود واقعا خیلی باحال حال می کرد تا حالا ندیده بودم که دختری اینجوری آه و اوه بکنه بعضی وقتها وقتی خیلی حشری می شود می گفت اوی با یه حالتی این کلمه رو ادا می کرد که تنم می لرزید .دستم رو از پشتش بیرون کشیدم و بلوزش رو دادم بالا یه کرست فنر دار سفید اون سینه های کوچیکش رو توی خودش گرفته بود قبل اینکه نزاره اون رو از تنش بیرون کشیدم با هرچه زور داشتم روی اون دراز کشیده بودم که نتونه اعتراضی یا حرکتی داشته باشه بدنش سفید و باریک بود وقتی بند کرستش رو از پوشت باز کردم لبهاش داشت از ترس می لرزید همینجور بدنش گفتم نترس عزیزم هیچی نیست حالا چنان کاری می کنم که خودت حال کنی بدنم رو بالا اوردم و سریع تی شرت خودم رو هم بیرون کشیدم . می دونستم بعضی از دخترا از موی سینه مردا خوششان میاد من هم سینه پر موی دارم آهسته موهای سینه هام رو نزدیک سر پستون میترا کردم و سعی می کردم آرام آرام بهش بمالم وای دوباره آه اوه اون بلند شد اینبار چنان آه وووووی می کرد و چشماش هم خمار شده بود دیگه تحمل نکردم نوک یکی از ممه هاش رو با دندان گرفتم و شروع کردم به مکیدن با این کار اون جیغ کشید و با دستاش سعی می کرد سرم رو از روی پستوناش جدا کنه اما نمی تونست حریف من بشه تا یه سیر حسابی از ممه هاش نخوردم ولش نکردم با این کارم می دونستم که حالا کاملا اورگاسم شده چون سست و بی حال شده بود همینجوری با بوسیدن شکم و نافش به شلوارش رسیدم وقتی دکمه های شلوارش رو باز می کردم و اون شرت قرمز رنگش از زیر اون پیدا بود چشماش رو باز کرد و گفت نه بسه دیگه اما بقدری سست بود که نمی تونست مقاومت کنه شلوار بقدری توی تنش چسبیده بود که وقتی پائین کشیدم شرتش هم با اون پائین کشیده شد وای با دیدن موهای کسش دیگه طاقت نیاوردم همونجا شلوار و شرتش رو که تا سر زانو پائین کشیده بودم رها کردم و یک راس رفتم سراغ کسش با انگشتم با دقت لبهای کسش رو باز کردم با دیدن هردو سوراخش یاد اون روز مطب افتادم زبونم رو بردم جلو و یواش یواش با چوچولش بازی کردم چنان بدنش به لرزه اومد که پاهاش رو به هم چسباند که صورتم بین پاهاش قرار گرفت وای چنان با حرص می لیسیدم و اون هم رفته رفته با آه و اوی وووی شروع کرد تا به جیغ کشیدن چنان جیغ می کشید که ترسیدم همه همسایه ها صداش رو بشنواند اما من مشغول کارم بودم .یکمی پائین تر آومدم و با دستم کپل کونش رو از هم باز کردم تا سوراخ کون تنگش رو ببینم داشت زور می زد تا من نتونم کپلش رو باز کنم که باز مثل اون روز توی مطب عضلات کونش بازو بسته می شد با دیدن این صحنه دیوانه تر می شدم از روش بلند شدم و کرم بی حس کننده رو برداشتم دوباره پریدم بغلش اون با دیدن اون کرم ازم پرسید این چیه نشونش دادم گفتم نترس بی حس کننده هست دردش رو کم می کنه گفت وای نه مگه گفتم آره نترس دردش از خیار کمتره بعد غلطنوندمش به پشت و باز اون کپل رو از هم باز کردم و بادقت همه جای سوراخ کونش رو چربی کردم که بی هوا انگشتم رو یکمی کردم توی کونش جیغ کشید و محکم با دستش روتحنی رو چنگ زد و همزمان از پشت سر با پاشنه پاش محکم زد به پشتم ولش کردم زود بلند شدم شلوار و شرتم رو با هم پائین کشیدم کیرم شق شق شده بود نشستم روی ران پاهاش و آروم سر کیرم رو نزدیک چاک کپل کونش که هرچی می تونست با زور به هم چسبانده بود اولین ضربه آروم که با سر کیرم به اونجا زدم گفت آی و بیشتر خودش رو جمع کرد این کارش من رو بیشتر حشری می کرد واسه همین چندبار این کار رو کردم مخصوصا همون صوتی که می گم رو ووویی بیشتر منو دیوانه می کرد دوست داشتم بیشتر باهاش حال کنم واسه همین یکمی از جام بلند شدم و برش گردوندم و سریع روی سینه هاش نشستم و کیرم رو جلوی چشماش گرفتم از ترس گفت وای خدا . گفتم هان چیه تا حالا ندیده بودی گفت نه وای نه آقا نادر ترو بخدا اگه این رو تو ببری من می میرم گفتم نترس بابا بزار آلان اثر کرم که بکنه هیچی نمی فهمی اصلا درد نداره حالا بیا یکمی با این ور برو گفت نه یعنی چی به سمت دهنش بردم گفتم یعنی بلیس سرش رو عقب کشید گفتم تمیز نترس گفت نه حالم به هم می خوره که سر کیرم رو آروم گذاشتم روی لبش گفتم باشه حداقل ببوسش آروم لبهاش رو به هم غنچه کرد و از نوک کیرم بوسید وای گرمی لبش رو روی سر کیرم که حس کردم از خودم بی خود شدم فشارش دادم و با زور یکمی از کیرم رفت توی دهنش اما گاز گرفت من هم مجبور شدم بکشم بیرون رو کردم بهش گفتم خوب پس گاز گرفتن هم بلدی هان با زور برش گردونم و زیر لبم گفتم حالا چنان می کنم تو کونت که زمین رو گاز بگیری .باز هم خودش رو جمع کرد محکم با سیلی زدم رو کپلش جیغ کشید و گفت آی نزن چرا داری می زنی گفتم جون دوست دارم بازش کن زودباش شل کن خودتو بعد با زور از هم بازش کردم و سر کیرم رو یواش لای پاهاش گذاشتم جوری که از کنار سوراخ کونش سرخورد رفت پائین که یهو گفت وووئی چه داغ گفت آره حالا کجاش رو دیدی وقتی بره تو اون وقت داغ تر هم می شه یه چند بار کیرم رو لای پاهاش بالا و پائین کردم و هربار بیشتر فشار می دادم تا با کس و کونش بیشتر بچسبه که دفعه آخری یه جیغ کشید فهمیدم که سر کیرم به داخل سوراخ کسش خورده اما خوشبختانه تو نرفت .گفتم ببین اینجوری نمی شه یکمی شکمت رو بده بالا تا این بالش رو بزارم زیر شکمت اون وقت کمتر درد داری همراهی کرد و بالش رو زیر شکمش گذاشتم اونوقت یکمی کپلش از هم باز شد و سوراخ کونش معلوم شد یکمی دیگه از اون کرم بی حس کننده رو برداشتم و به کونش مالیدم بقیه رو هم به کیرم حالا همه چیز محیا بود آروم سر کیرم رو گذاشتم لب سوراخ کونش که همینکه چسبید و گرمی اون رو حس کرد دوباره خودش رو جمع کرد با دستم هرچی زور داشتم کپلش رو از هم باز کردم و یکمی فشار دادم چون چرب بود سر کیرم تا ختنه داخل رفت که یه اوف بلند کشید و باز هم همون وووئی رو گفت وقتی بیشتر فشار دادم چنان چیغ کشید که گفتم الان همه همسایه ها صداش رو شنیدن از ترس کشیدم بیرون محکم زدم روی کونش گفتم بابا یواش تر همه هسایه ها فهمیدن با همون صدای لرزان که معلوم بود گریه اش گرفته گفت خوب تو یواش تر بکن داره می سوزه آخه . گفتم اون روتحتی رو بگیر به دندونات تا جیغ نزنی اون هم همون کار رو کرد بعد دوباره کیرم رو گذاشتم در کونش باز فشار دادم یواش یواش داشت می رفت تو وای داشتم خودم نگاه می کردم وقتی کیرم می رفت تو تمام عضلات سوراخ کونش رو از هم باز می کرد دیگه قدرت نداشت خودش رو جمع کنه جیغ می زد و پاهاش رو بلند می کرد و روی هوا می لرزوند بعد محکم می زد روی تشک تخت مثل آدمی که داره جون می ده این کارش من رو بیشتر حشری می کرد از اون ورم هی وووئی و آه و اوه بعد محکم با مشت می زد روی تخت هرچی فشار می دادم این عمل اون هم بیشتر می شد می دونستم که داره درد می کشه اما واسه من داشت لذت می داد وقتی به ته کیرم رسید اصلا باورم نمی شد که اون کون به اون تنگی چه جوری این کیر کلفت من رو توی خودش جا داده بود وقتی خواستم آروم بکشم بیرون تازه دردش بیشتر شده بود این رو می شد از تقلا زدن و جیغ کشیدن و صدا کردن مادرش فهمیدم چون هی می گفت آی مامان وووئی مامان جون که یاد چهره خوشکل مادرش افتادم و بی اختیار گفتم جون چیه قربون اون مامانت هم بشم جون مامانت رو هم بکنم وای دیوانه شده بودم و اصلا به التماس اون توجه نمی کردم وقتی کاملا بیرون کشیدم دیدم اون کون به اون تنگی حالا از هم باز شده بود و اندازه دور یه یقرانی باز یود توش هم دیده می شد دوباره کردم تو این عمل رو دو سه بار کردم و هربار یکمی کرم به کیرم می زدم بعد کمی روانتر که شد یواش یواش حرکت رفت و برگشتی رو توی کونش کردم وای که چه حالی می داد . دیگه خودش رو روی زانوهاش نتونسته بود نگه داره و کاملا روی بالش تخت دراز کشیده بود و این عمل باعث می شد که کونش تنگ تر بشه واسه همین هی پاهاش رو به هم می زد و از درد با پشت پاشنه پاش به کمرم می زد و می خواست تمومش کنم اما من اصلا ول کن نبودم بلکه عمل رفت و آمدی رو تندتر هم کردم . چون کرم بی حس کننده زده بودم خیلی طول کشید تا آبم بیاد واسه همین میترا دیگه جون نداشت و اون آخرا دیگه بی حال و بی حس افتاده بود و آروم آروم فقط می نالید که یهو حس کردم داره آبم میاد اما دلم نمی آمد تا کیرم رو بیرون بکشم محکم با یه ضربه آخر کیرم رو تا ته کردم تو بعد محکم از کمرش گرفتم و بغلش کردم یعنی کاملا روش دراز کشیده بودم حس کردم تمام آب کیرم ریخت توی کونش می تونستم حس کنم نبض زدن کیرم رو که هربار آبم توی کون میترا می ریزه رو حس کنم حالم جا اومد تمام بدنم خیس عرق بود بدن میترا هم عرق کرده بود هرچند آبم اومده بود اما هنوز دلم نمی آمد کیرم رو بیرون بکشم اما یواش کشیدم بیرو که میترا یه ناله کوچیک کشید و روی تخت ولو شد وقتی نگاه کردم دیدم از سوراخ کونش آب کیرم داره بیرون پس می زنه همه این صحنه ها رو الان که توی فیلمی که ازش گرفتم می بینم باز به یاد اون روز حشری می شم راستش من تا حالا سکس زیادی داشتم اما هرگز طعم سکسی که با میترا داشتم خصوصا وقتی که وووئی می گفت هرگز از یادم نمی ره .بعداون روز سه بار دیگه من میترارو از کون کردم که بعد چند ماه از اون مجتمع رفتند هرچند می دونم کجا زندگی می کنند و دو سه بار هم براش پیام فرستادم که می خوام باهاش باشم اما راه نمیده به امید روزی که دوباره اوردمش توی خونه ماجرای اون رو هم براتون می نویسم (پایان قسمت دوم )


این داستان ادامه دارد
خرداد ماه 84 ادامه ی این داستان را بخوانید .
سکسولوژی
عمومی :

آشنایی با چند اصطلاح سکسی
امروز با بعضی از اصطلاحات رایج سکسی که در همه جای دنیا مورد استفاده قرار میگیرند،آشنا میشویم.احتمالا" شماقبلا" بابرخی از این واژه هاآشنا هستید ولی ممکن است عده ای از آنها هنوز برای شماتازگی داشته باشد. 1-anilingus عبارت است از انجام سکس دهانی با مقعد.همیشه بیاد داشته باشید که باتوجه به وجود باکتریها و میکروبهای فراوان در مقعد،انجام این عمل میتواند برای سلامتی شما خطراتی داشته باشد.به این عمل rimming هم میگویند. 2- barebakingاین واژه به معنی انجام نزدیکی از طریق واژن ویامقعد بدون استفاده از کاندوم است. 3- BDSMدر واقع این عبارت مخفف کلمات:bondage & discipline/sadism & masochism بوده و به معنای آمیخته ای از رفتارهای جنسی همراه با ضربه زدن و درد کشیدن است. 4- bukkakeانزال و ریختن آب منی روی صورت زن. 5- dental damاستفاده از یک پوشش لاتکس جلوی دندانهابرای جلوگیری از انتقال بیماری بهنگام سکس دهانی با زن. 6- dirty sanchezمالیدن آلت به لب زن ویا ساک زدن بعد از انجام سکس مقعدی.بخاطرداشته باشید که این عمل نیز شانس زیادی برای انتقال بیماریهای میکروبی دارد. 7- edgeplayانجام رفتارهای جنسی خطرناک و مخاطره آمیز. 8- flechingانزال و ریختن منی به داخل مقعد و سپس لیسیدن آن بهنگام خروج از مقعد! 9- frottageبه زبان خودمانی یعنی مالیدن خود به طرف مقابل، به منظور کسب لذت جنسی. 10- pearl necklaceاین عبارت به معنی ریختن آب منی روی گردن زن است که مانند یک« گردنبند مروارید» بنظر می آید! 11- pudendumیعنی فرج یا همان اندام جنسی زن. 12- queefگاهی اوقات بهنگام انجام عمل جنسی،در اثر ورود و خروج آلت مرد به واژن مقداری هوا درون واژن تجمع می یابد که ممکن است با صدای خاصی از واژن خارج شود ولی هیچ بویی ندارد! 13- shrimpingلیسیدن و مکیدن انگشت پای زن بهنگام سکس. 14- smegmaاشاره به ماده سفیدرنگی است که در مردانی که ختنه نشده اند زیر پوست آلت تناسلی جمع میشود. 15- snowballingبعداز ارگاسم در سکس دهانی(ساک زدن)،زن آب منی را در دهان خود نگه داشته و مرد را میبوسد و مقداری از آنرا بدهان او میریزد.سپس هردو منی را غورت میدهند!
پرهام


خواسته های سکسی مردان
انتقاد از خانمهابسیار مشکل است. شما چگونه میتوانید بدون ایجاد عکس العمل بدی در شریک جنسیتان،خواسته های سکسی خود را بااو در میان بگذارید؟هرچند این امر هرگز بطور کامل تحقق نمی یابد ولی شما به کمک روان شناسی می توانید تقاضاهای سکسی خود را،بدون جریحه دار کردن احساساتش،با وی مطرح کنید ویااینکه از رفتار سکسی او انتقاد نمایید.در اینجا به برخی از شایعترین مشکلات مردها و راه برطرف کردن آنها اشاره شده است: 1- پیش قدم نشدن زن برای سکس: برای او فانتزی را تعریف کنید که او سکس را شروع کرده است و جزئیات تحریک خودتان توسط او را برایش شرح دهید.اگر بازهم موثر واقع نشد به او بگویید: من ازاینکه همیشه شروع کننده هستم ناراحتم،اگر گاهی تو هم بسوی من بیایی و مرا تحریک کنی خیلی لذت میبرم.یادتان باشد که هربار که او اینکار را انجام میدهدعکس العمل خوبی از خود نشان بدهید. 2- سکس دهانی(ساک زدن):هنگامیکه او درمقابلتان نشسته چیزهایی را که دوست دارید برایتان انجام دهد برایش بگویید.موقعی که او مشغول اینکار شد با بکار بردن کلمات و عباراتی مانند: اوه...عزیزم خیلی خوبه...همین رو ادامه بده و...،لذت خود را بیان کرده و او را به سمت کاری که بیشتر دوست دارید،راهنمایی کنید.میتوانید با گذاشتن فیلمهای سکسی او را بیشترتحریک کرده وچیزهایی را که نمیداند به او یاد بدهید. 3- بوی بد واژن:بدون آنکه چیزی در مورد بوی بد واژن به او بگویید،با یکدیگر به حمام رفته و بدن او را بشویید.سپس از او بخواهید تا همین کار را برای شما انجام دهد.بعد از حمام او را بو کرده و بگویید از این تازگی و بوی خوب بدنش خیلی لذت میبرید.احساس لذت خود را با سکس دهانی و خوردن لبهای فرجش ثابت کنید. 4- تنفر از بعضی رفتارهای جنسی:هیچوقت احساس نارضایتی خود از یک نوع رفتار جنسی خاص را بطور مستقیم بیان نکنید.یکبار در اتاق خواب جای خود را باهم عوض کنید و از او بخواهید تصور کند که جای شماست.حالا با انجام کارهایی که از آن لذت میبرید و دوست دارید او برای شما انجام دهد،راهنماییش کنید.اگر این شیوه هم وثر واقع نشد خواهش خود را بطورغیرمستقیم با او در میان بگذارید.مثلا" به او بگویید که سینه هایتان خیلی حساس است و از مکیدن آن لذتی نمیبرید. بعضی از زنها،همه مردها را مثل هم دانسته و فکر میکنند همه آنها فقط از یک چیز لذت میبرند.بدون شک این تفکر اشتباه است.بدون آنکه با خشونت یا بی احترامی رفتارکنید،تقاضا های سکسی خود را به او بگویید تا چیزهای موردعلاقه شما را یاد بگیرد.برای اینکه ارتباط شما پایدار باقی بماند شما و شریک جنسیتان باید یکدیگررا ازهمه جنبه ها خوب بشناسید و سکس یکی از جنبه های مهم شماست.
پرهام


cunnilingus سکس دهانی با زن
هیچ چیز برای زن شگفت انگیزتر از خوردن اندام جنسی او نیست.این عمل موجب میشود تا او احساس عشق وسکس داشته ودیوانه وار به ارگاسم برسد.بسیاری از خانم ها حتی آنرا به نزدیکی با مرد هم ترجیح میدهند.اگرشما فقط کمی در این باره اشتیاق نشان دهید آنگاه درنظر اویک عاشق افسانه ای بنظر خواهید آمد.مردها نسبت به ارگان جنسی زن یک احساس عجیب علاقه و تنفرهمزمان دارند.بیشتر مردها رغبتی به اینکه سر خویش را مقابل کس شریک جنسیشان پایین بیاورند نداشته و حتی ممکن است از آن بیزار باشند!خیلی از زنها این نکته را میدانند و به همین جهت از لذت سکس دهانی محروم هستند.برای یک زن هیچ چیز تحریک کننده تر از آن نیست که مرد طعم کس او را خوشمزه بداند!!خوشایندترین چیز برای یک زن آن است که مردی با انگشت او را تحریک کند لیس بزند و کس او را با ولع بخورد.برای اینکه از چشیدن طعم کس بدتان نیاید ابتدا با هم یک دوش بگیرید بدنتان را صابون بزنید و به هم بمالید.بعد فرج و لبهای آنرا باز کرده و کلیتوریس را با ملایمت بشویید. دست صابونی خود را پایین تر برده وباسن او را نوازش کنید تا لذت ببرد.مراقب باشید انگشت صابونی را وارد واژن نکنید.بعد از شستن دست یک یا دو انگشت را وارد واژن کرده و دایره وار بچرخانید درست مثل وقتی که داخل یک لیوان را می شویید.آیا لذتبخش نبود؟ حال میتوانید زبانتان را با خیال راحت هرجا که دوست دارید بفرستید.وضعیت های انجام سکس دهانی:زن به پشت خوابیده بین پاهای او دراز بکشید وپاهایش را روی شانه تان بگذارید.یا اینکه او روی لبه تخت بنشیند وشما مقابل او روی زمین زانوبزنید.یک راه دیگر اینست که او پاهایش را دو طرف سرتان بازکند وتقریبا" روی صورت شما بنشیند.(در این حالت صورتتان خیلی خیس خواهد شد)حالتهای متعدد دیگری برای فشاردادن صورت شما روی کس وجود داردکه میتوانید بسته به سلیقه خود آنهارا امتحان کنید.یکی از بهترین وضعیتها برای سکس دهانی حالت69 است.وقتی زن به حالت وارونه روی شما قرار بگیردمیتوانید هردو یکدیگر را تحریک کنیدو از زبان و دستتان همراه هم استفاده کنید.گاهی میتوانیددر این وضعیت جای خودرا با یکدیگر عوض کنید.وضعیت 69 را میتوان بصورت:مرددربالا زن دربالا یا پهلو به پهلو انجام داد.خیلی از زوجها راحتتر هستند تا سکس دهانی را در حالتی که به پهلو کنار یکدیگر خوابیده اندانجام دهند.بعضی از خانمها علاقه دارند تا در همه این وضعیت ها سکس دهانی داشته و لیسیده شوند.عده ای در حالتی که مرددر بالاباشد احساس خفگی میکنند.هرچند در این حالت مرد میتواند به راحتی آلت خودرا در دهان زن فرو برده و لذت ببرد!نحوه انجام:در واقع کلیتوریس مهمترین اندام جنسی زن است. بدون توجه کافی به کلیتوریس زن هیچ لذتی از سکس نمیبرد. خانمها در مورد تحریک کلیتوریس شان احساس و درک متفاوتی دارند. عده ای عاشق آن هستند که کلیتوریس شان به سختی مکیده شود ولی ممکن است این کار برای بعضی دردناک باشد. تحریک با زبان لیسیدن و مکیدن ورودی واژن زن را به اوج آسمان میبرد.لیسیدن را از واژن شروع و به سمت کلیتوریس بروید. در یک طرف لب بزرگ و کوچک واژن را با دو لبتان بگیرید زبان خود را شل کرده بین آن دو بکشید. سپس زبان را داخل واژن برده و موقع بیرون آوردن به دورادور آن بکشید.اینک لب خارجی را با دست کشیده و با زبان به آن محکم ضربه بزنید. بعد زبان را کاملا" روی آن کشیده و دوباره به سوی کلیتوریس برگردید. انجام این عمل زن را از خود بیخود کرده و حتی ممکن است به ارگاسم برساند.حال کلیتوریس را به دهان برده و خیلی کوتاه و سریع بمکید و با زبان به اطراف آن ضربه بزنید. گاهی در همین موقع فرو کردن انگشت در واژن میتواند باعث ارگاسم شدیدی شود.اگر این عمل را در وضعیت 69 انجام دهید لذت زیادی خواهد داشت.بهترین راه به ارگاسم رساندن زن از طریق سکس دهانی استفاده از ضربات ریتمیک و پشت سر هم زبان به کلیتوریس است.قسمت دوم:این مقاله ، سکس دهانی از ابتدا تا پایان را توضیح میدهد. هدف این مقاله بالا بردن دانسته های شما و بهبود تکنیک سکس دهانی است. نکته قابل توجه این است که این مقاله توسط یک زن به نام:Koi نوشته شده است خیلی از مردها دوست دارند صورت خود را لای پای زن برده وبا لیسیدن کس او عشق را ابراز کنند . در مقابل مردان زیادی هم هستند که هیچ علاقه ای به این کار ندارند. ممکن است گاهی عده کمی از زنها هم از لیسیدن کسشان هیچ لذتی نبرند. بنابراین شما باید از تمایل طرف مقابل اطلاع کافی داشته باشید.گاهی انجام این عمل مرد را هم بیشتر تحریک کرده وموجب می شود او در مراحل بعدی سکس لذت بیشتری ببرد.برای اینکه طعم وبوی دستگاه تناسلی زن برای شما آزار دهنده نباشد، بهتر است ابتدا با هم به حمام رفته وضمن عشق بازی موهای آنرا تراشیده ویکدیگر را با صابون بشویید. بعضی از زنها ترجیح میدهند قبل از سکس دهانی مورد نوازش و معاشقه قرار بگیرند.بهتراست برای شروع مقابل هم نشسته و یکدیگر را ببوسید.سپس با نوازش نقاط حساس بدن اورا تحریک کنید.بتدریج دست خود را پایین برده و رانها وبعداز آن ناحیه تناسلی را بمالید.اگر این عمل را خوب انجام دهیدشریک جنسی شمابرای سکس دهانی کاملا" آماده شده و حتی ممکن است با دست خودش سر شما را به سمت پایین ببرد!روش انجام:1- زبان خود را دور کلیتوریس بکشید.2- کلیتوریس را با لبتان بمکید.3- زبان خودرا به شکل عدد8دور کلیتوریس ولبهای واژن بکشید.4- با زبانخود به آهستگی به کلیتوریس ضربه بزنید.5- زبان خودرا داخل واژن برده و درون آن بچرخانید.

پرهام



فلن بای
از سایت های زیر بازدید کنید
http://chochol.blogspot.com/
http://pishazin.persianblog.com/
www.ir3x.com
و یک فیلتر شکن :
http://www.filtershekan2.tk/

به امید دیدار

This page is powered by Blogger. Isn't yours?